مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
43
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
ايمان نياورده است . ايمان با قلبش در نياميخته و لحظهاى به پروردگارش ايمان نياورده است . و ايمان ندارد كه خداوند در قيامت آنان را گرد مىآورد و بازگشت آنها به سوى پروردگارشان است . « 1 » 4 . ابن عقيل : سبط ابن جوزى از ابن عقيل نقل مىكند كه گفت : گذشته از اينكه مىتوان يزيد را دشنام داد و لعن كرد ، آنچه بر كفر و زندقهء وى دلالت دارد ، اشعارى است كه با روشنى در آنها از كفر سخن گفته و از بدنهادى و بد اعتقاديش پرده برداشته است . از جمله آنها گفتار وى در قصيدهاى است كه با اين ابيات آغاز مىشود : « اى علّيّه بيا و باز خود آشكار بگو و نغمه بخوان كه من در گوشى سخن گفتن را دوست نمىدارم ، داستان ابو سفيان از روزگاران دور بر أحد گذاشته شده است ، تا آنكه گريه كنندگان را برانگيخت ، هان بيا و مرا از آن قهوه بنوشان ، كه « عنسى » آن را به جاى انگور شامى برگزيد . هر گاه كه به امور كهن بنگريم ، پيوسته آن را حلال مىبينيم . اگر من مردم ، اى مادر سرخرو شوهر كن و پس از جدايى ، منتظر ديدار مباش ، آنچه از روز رستخيزمان برايت نقل كردهاند ، داستانهاى « طسم » است كه قلب را در فراموشى قرار مىدهد ، من ناگزيرم از اينكه محمّد ( ص ) را ديدار كنم ، با شرابى زرد رنگ كه استخوانهايم را سيراب مىكند . » « 2 » 5 . يافعى : از يافعى نقل است : اما حكم كسى كه حسين را كشت و يا به كشتن او فرمان داد ، اگر از كسانى است كه اين كار را حلال مىشمرد ، كافر و اگر حلال نمىشمرد ، فاسق و فاجر است و اللّه اعلم . « 3 » 6 . قاضى أبى يعلى و ابن جوزى : آلوسى گويد : او به طور قطع يزيد بن معاويه را كافر شمرده و گروهى از عالمان از جمله حافظ و يارى دهنده سنّت ، ابن جوزى و پيش از او قاضى أبو يعلى به لعن وى تصريح كردهاند . « 4 »
--> ( 1 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 312 . ( 2 ) . تذكرة الخواص ، ص 290 . ( 3 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 . ( 4 ) . تفسير روح المعانى ، ج 26 ، ص 72 .